تبليغاتX
یعسوب

جمعه نوزدهم مهر 1387

یعسوب

 

قال رسول‏  الله صلي الله عليه و آله:

ياعلي إنک سيد المسلمين، وإمام المتقين، وقائد الغرّ المحجلين، ويعسوب المؤمنين.

أمالي الطوسي المجلس 345:12 ح710، البحار 126:38، اليقين الباب 477:187.

 

یعسوب به معنای رئیس و سرپرست گروه است، به ملکه زنبورها یعسوب گفته میشود. پیامبر صلی الله علیه و آله امیرالمومنین علی علیه السلام را یعسوب دین، یعسوب متقین و یعسوب مؤمنین خوانده است.

نوشته شده توسط احمد نوری در |  لینک ثابت   • 

جمعه نوزدهم مهر 1387

امیرالمومنین علی علیه السلام

به گواهی تاریخ مولای ما امیرالمومنین علی عليه‏السلام، نخستين کسی بود که اسلام آورد و نخستين کسی بود که نماز گزارد و هرگز بت نپرستید و از سوي رسول‏الله به ولايت مسلمانان و امارت مؤمنان انتخاب شد. پسر خوانده و پرورش يافته و تعليم گرفته‏ي پيغمبر بود، داماد و پدر فرزندان وسپهسالار و علمدار و محرم اسرار و دبير رسائل و مأمور ويژه‏ي رسول‏الله بود. صاحب شريعت اسلام او را برادر خود و سيد عرب و سيد مسلمانان و اميرمؤمنان و قاتل ناکثين و مارقين و قاسطين و يعسوب دين و خانه‏ي علم و باب مدينه‏ي علم و خزانه‏ي علم و صديق و فاروق و عبقري و ولي الله و يدالله و حجه الله و بهترين انسانها و دادگرترين و دانشمندترين قاضيان خوانده بود. به حکم رسول‏الله پيروي از او و دوستي او و اطاعت از او شرط قبول ايمان است و نافرماني و دشمني او موجب خروج از اسلام. ايمانش همسنگ زمين و آسمانها و گفته‏ي او گفته‏ي رسول‏الله و جان او جان محمد بود؛ به گفته‏ي پيغمبر نگاه کردن به روي علي عبادت شمرده مي‏شد و ضربت پيروزي آفرين او در روز خندق بر عبادت جن و انس برتري يافت؛ در هيچ جنگي مغلوب نگشت و نگريخت و هرگز بازوانش از شمشير زدن خسته نشد... و اين شجاعت فوق بشري را با زهد و عبادت و ايثار و شفقت و جود و تواضع و بي اعتنايي به مال و مقام اينجهاني چنان در هم آميخته بود که به صورت مظهر عجايب و جامع اضداد تجلي مي‏کرد.

نوشته شده توسط احمد نوری در |  لینک ثابت   • 

جمعه نوزدهم مهر 1387

سوالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد!

عنوان فوق نام کتابی است که به صورت ترجمه شده و به زبان فارسی در اختیار حجاج و زواری که به حج و عمره مشرف شده اند قرار گرفته است. این کتاب و کتاب های مشابه آن بیشتر در اختیار جوان تر ها قرار گرفته و اهتمام جدی در طرح سوالاتی داشته تا شبهاتی را در ذهن مخاطب خود طرح کند و عقاید او را بی پایه و ناصحیح جلوه دهد و به زعم خود وی را هدایت نماید. انتخاب چنین نامی برای کتاب خود گویای عدم صدق نیت نویسنده می باشد، چرا که سخن حق نیازی به فریب مخاطب جهت ترغیب او به مراجعه به آن ندارد. 

این وبلاگ قصد دارد  پاسخ سوالات مطرح شده در این کتاب را بیان نماید تا آنکه مطالب لازم برای نتیجه گیری و قضاوت خواننده، به صورت ناقص و یکطرفه بیان نشده باشد.

نوشته شده توسط احمد نوری در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم مهر 1387

سوال 1

 

سوال اول پیرامون ازدواج:

(1) شيعـه معتقدنـد که علي -رضي الله عنه- امامي معصوم است سپس – چنان که خود شيعيان قبول دارند – علي را مي ‌بينيم که دخترش ام کلثوم «خواهر حسن و حسين» را به ازدواج عمر بن خطاب -رضي الله عنه- در مي ‌آورد!! شيعه بايد از دو چيز يکي را بپذيرند که هر يک برايشان ناخوشايند و تلخ است: اول اينکه بايد قبول کنند که علي -رضي الله عنه- معصوم نيست؛ چون که دخترش را به ازدواج مرد کافري در آورده است! و چنين سخني با پايه ‌هاي اساسي مذهب شيعه متضاد است، و بلکه از آن لازم مي ‌شود که بگويند ديگر ائمه به طريق اولي معصوم نيستند.

دوم اينکه: بپذيرند که عمر-رضي الله عنه-  مسلمان است! و علي دوست داشته او دامادش شود. و اين دو پاسخ حيرت‌ آور هستند.

پاسخ:

در جواب سوال اول کتاب «سوالاتي که باعث هدايت جوانان شيعه شد» بايد گفت که:

اولا رواياتي كه در اين زمينه در منابع اهل سنت موجود است، برخي به اصل ماجرا  يعني قضية تزويج دختر اميرالمؤمنين عليه السلام به عمر مربوط مي‌شود و برخي به قضاياي ازدواج ام‌كلثوم پس از مرگ عمر و برخي ديگر نيز به جريان وفات او و پسرش مربوط است.

با توجه به اصول و قواعد علمي اهل سنت در علم حديث و با استناد به سخنان علماي آنها در علم رجال، اگر كسي با دقت به سندهاي اين روايات بنگرد و آنها را بررسي نمايد، براي او روشن مي‌گردد، كه اصل اين داستان پايه و اساسي ندارد، چه رسد به جزئيات امور و موارد فرعي وابسته به آن. چراكه راويان اين روايات به دو دسته تقسيم مي‌شوند، افرادي كه از سوي اهل سنت به شدت تضعيف شده‌اند و به دروغگويي متهم گرديده‌اند و دوم افرادي كه دشمني و بغض آنان با اميرمؤمنان عليه السلام قطعي و يقيني است.

اين ماجرا و حكايت‌هاي پيرامون آن در دو كتاب معروف صحيح بخاري و صحيح مسلم و در کتب روايي مهم ديگر اهل سنت كه به صحاح سته معروفند، نيز نقل نشده است. بنابراين همه نويسندگان صحاح شش‌گانه بر ترك و عدم نقل اين روايات اتفاق نظر داشته‌اند.

ثانیا شيعه مي گويد که هر فردي که شهادتين را (يعني اشهد ان لا اله الّا الله و اشهد انّ محمدا رسول الله) بر زبان جاري کند مسلمان است (چه شهادتين را با تمام وجود و به دليل پذيرفتن واقعي اسلام گفته باشد و يا اينکه فقط از روي ظاهر و به زبان اقرار کرده باشد، که در صورت اول اين شخص مسلمان واقعي است و در صورت دوم اين شخص مسلمان منافق است) و بدن آن فرد پاک است،ذبيحه اش حلال است به او مي شود دختر داد و ... و کليه ي احکامي که در برابر يک مسلمان بايد انجام داد را مي توان در مورد اين فرد نيز جاري کرد و فقط خداوند است که از درون افراد با خبر است و مي تواند تشخيص دهد که اين شخص مسلمان واقعي است يا خير....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط احمد نوری در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم مهر 1387

سوال 2

سوالی پیرامون نامگذاری ها:

امام علي -رضي الله عنه- بعد از وفات فاطمه -رضي الله عنها- صاحب چند فرزند شد، که برخي از فرزندان عبارتند از: عباس بن علي بن ابي طالب، عبدالله بن علي بن ابي طالب، جعفر بن علي بن ابي طالب، عثمان بن علي بن ابي طالب و ابوبکر بن علي بن ابي طالب و عمر بن علي بن ابي طالب که در سي و پنج سالگي وفات يافت....

سؤال اينجاست که آيا پدري حاضر است فرزندش را به نام سرسخت‌ترين دشمن خود نامگذاري کند؟ آن هم در صورتي که پدر علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- باشد.

پس چگونه علي اسم کساني را بر فرزندانش مي گذارد که شما مي گوييد آنها سر سخت‌ترين دشمن او بوده ‌اند؟!

و آيا انسان عاقلي اسم دشمنانش را بر دوستانش مي گذارد؟! و آيا مى دانيد که علي اولين قريشي بود که اسم فرزندانش را ابوبکر و عمر و عثمان ناميد؟

 

پاسخ:

 

- برای پاسخ گویی به این سوال و قبل از بررسی موردی خوب است به چند نکته توجه نماییم:

۱-   برای نتیجه گیری و قضاوت در مورد یک مسئله تاریخی باید تمام رخدادهای تاریخی مربوط به آن موضوع را کنار هم دید؛ یعنی اینکه اگر بر فرض آن همه اتفاقات، سخنان، خطبه ها، خون دل ها و درد دل های امیرالمومنین علیه السلام  و رخدادهای فراوان تاریخی مبنی بر عدم وجود روابط دوستانه میان ایشان و خلفا نبود، آن وقت شاید جای این بحث وجود داشت که آیا هم نام بودن فرزندان ایشان با خلفا نشانه دوستی و الفت میان آنها بوده یانه....

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط احمد نوری در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم مهر 1387

سوال 3

سوالی در مورد رفتار امت بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله:

در بین سوالات مطرح شده در این کتاب گروهی از سوالات شبیه به هم وجود دارد(22،45،86،87،88،101،161،165) که به اختصار به آنها اشاره می کنیم:

1-     چگونه اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله همه مرتد شدند؟ مگر آن ها یاران پیامبر نبودند و آیه (کنتم خیر امة...) در مورد آنها نازل نشده بود؟ آیا ابابکر که از قبیله ضعیفی بود آنقدر قدرت داشت که همه را به تبعیت از خود وادار کند؟

2-     اگر تنها 7 نفر پس از پیامبر صلی الله علیه و آله ثابت قدم ماندند و بقیه مرتد شدند، چرا گروه مرتدین که تعدادشان بسیار زیادتر بود آن 7 نفر را نکشتند؟

3-     چرا پیامبر صلی الله علیه و آله منافقین  را معرفی ننمودند؟ یا پیامبر صلی الله علیه و آله آنها  را نمی شناخته یا اینکه با آن ها سازش نموده است که  قبول هر یک از این موارد توهین بزرگی به پیامبر صلی الله علیه و آله است.

4-     آیا پیامبر صلی الله علیه و آله در مدت 23 سال نتوانست بیش از 7 نفر را هدایت نماید؟ آیا قبول این مطلب اهانت به پیامبر صلی الله علیه و آله نیست؟

5-     آیا اصحاب حدیث غدیر را نفهمیدند ولی شما فهمیده اید؟ چرا اصحاب از جمله سلمان، حذیفه ، عمار و ... مرتدین را یاری کردند؟

 

پاسخ:

1- پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله دو شیء گرانبها در بین امت خود باقی گذاشتند تا امت با تمسک به آن دو از گمراهی نجات یابند: کتاب خدا و عترت پاک پیامبر صلی الله علیه و آله. ای کاش نویسنده سوالات این کتاب که ظاهرا با عترت سر جنگ و ستیزه دارد، لا اقل تا حدی با آیات قرآن آشنا بود و پاسخ سوالات خود را در قرآن می یافت.

سوال اصلی که اینجا مطرح شده است این است که آیا نمی شود امتی پس از آنکه معجزات و آیات پیامبری را دیدند و به او ایمان آوردند پس از مدتی دوباره کافر شده و به کیش و آیین خویش بازگردند؟

پاسخ این سوال به روشنی در قرآن بیان شده است:....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط احمد نوری در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم مهر 1387

سوال 4

سوال 115 کتاب:

 

شيعيان براي اثبات اينکه اصحاب بعد از پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- مرتد شده اند از اين حديث استدلال مي کنند که پيامبر فرمود: «يرد علي رجال أعرفهم ويعرفونني، فيذادون عن الحوض، فأقول: أصحابي، أصحابي!، فيقال: إنك لا تدري ما أحدثوا بعدك». «مرداني بر من وارد مي شوند که آنها را مي شناسم و آنان مرا مي شناسند، و آنها از حوض من بازداشته مي شوند و آنگاه من مي گويم: اصحاب من، اصحاب من هستند!، گفته مى شود تو نمي داني که چه چيزهايي بعد از تو پديد آورده اند»؟!

به شيعه ها بايد گفت: که اين حديث عام است و کسي را به طور خاص نام نبرده است، و عمار بن ياسر و مقداد بن اسود و ابوذر و سلمان فارسي و کسان ديگري که از ديدگاه شيعه مرتد نشده اند در اين حديث استثنا نشده اند.

بلکه خود علي بن ابي طالب هم مستثني نشده است! پس چگونه شما حديث را مختص بعضي قرار مي دهيد و بعضي را مي گوييد که حديث به آنها تعلق ندارد؟! هر کسي که با فردي از اصحاب کينه و دشمني داشته باشد مي تواند ادعا کند که اين حديث در مورد همان فردي است که او نسبت به وي کينه دارد!

 

پاسخ:

1-  ابتدا باید گفت که شیعه هیچ گاه برای اثبات ارتداد، از این حدیث استفاده ننموده است؛ بلکه برای رد این عقیده اهل تسنن که همه صحابه عادل هستند از این روایت که در کتب اهل تسنن موجود است، استفاده نموده است.

اهل تسنن عقیده دارند که همه کسانی که پیامبر را دیده اند و مسلمان شده اند(اگر چه به اکراه و به صورت ظاهری)، حتی اگر در سنین کودکی هم بوده باشند اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله محسوب شده و همگی عادلند. این مطلب به نظریه "عدالت صحابه" مشهور است. طبق این اعتقاد، امیر مومنان، اولین و با فضیلت ترین مسلمان، باب علوم و برادر و وصی و خلیفه پیامبر صلی الله علیه و آله عادل است و معاویه ابن ابوسفیان که پس از فتح مکه به اکراه و اجبار شهادتین بر زبان جاری کرد، مورد لعن و نفرین پیامبر واقع شد و آتش جنگ بر خلیفه رسول الله برافروخت و با آن همه خدعه و نیرنگ و ریاست طلبی موجب قتل عده زیادی از مسلمانان شد نیز عادل است.....  

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط احمد نوری در |  لینک ثابت   •